X
تبلیغات
واگویه
از "خورشید برای همیشه زیر ابر نخواهد ماند!" جلیل سلمان تا درد بی علاج شهرمن ........

به نام دوست که زندگیم  همواره مدیون نگاه اوست.........

به نام پرودرگار مهربانی که یکی از سوگندهایش را در دستان من ناچیز به امانت گذاشت ......................
سوگند به خالق بی همتا ، اگر تمام روز شب مان را وقف پیشرفت دیارکهنمان داراب کنیم بازهم ذره ای از وظایفمان را در قبالش انجام نداده ایم ..........................
خدایا در این سال جدید از ذات مقدست استدعا می نمایم که به تمامی دلسوزان پیشرفت مملکت پهناورمان ایران عمری پربرکت و توانی صد چندان مرحمت نمایی تا از این رهگذر ایشان بتوانند ایران و ایرانی را به جایگاه اصلیش در این دهکده جهانی رهنمون سازند..........
 هرچندحکایت عقب ماندگی دیارمان، حکایتی بس طولانی و خواندنی است ولی این حکایت تلخ ، هیچگاه برهانی روشن برای پا پس کشیدن من و امثال من نخواهد شد، که بجای تلاش برای بهبود مستمر اوضاع قمر درعقرب فعلیش ، کنج عزلت را اختیارنموده و بدون امید به فردایی بهتر تن مجروح خویشتن را به جریان آب این سیل ویرانگر سپارند و گواه این ادعا نیز همین مرقومه پیش روست که به عنوان حاشیه ای پررنج بر نقل  طنز گونه جلیل سلمان نگاشته شده ، مکتوبه ای که در آن نگارنده اش فارغ از هر گونه نگرش سیاسی یا قومی - قبیله ای  و  تنها به عشق آبادانی داراب  چنان بی ریا قلمش را روی صفحه کاغذ چرخانید که این حقیر را برانداشت که با حفظ امانت داری کامل  آن  را بی هیچ کم و کاستی در ذیل بیاورم :

"وقتی اولین عکس منتشر شده آقای دکتر نبی اله احمدی در پایگاه خبری داراب آنلاین را با آخرین عکس منتشر شده از وی با هم مقایسه کردم متوجه یک کشف بسیار جالب شدم و آنهم این بود که متاسفانه دکتر احمدی کمی چاق تر از قبل شده اند و یکی از دلایل مهم کاهش حضور وی در حوزه های انتخابیه داراب و زرین دشت به همین اضافه وزن نامبارک مربوط می باشد که تلاش می نمایند از دید مردم پنهان بماند، اما خورشید برای همیشه زیر ابر نخواهد ماند!!!!!

اصولاً چاق شدن یک نماینده هیچ ربطی به سفیدی یا سیاهی موهایش نداشته و ندارد اما با توجه به کِبَر سن نماینده محترم داراب و زرین دشت، بروز این چاقی با توجه به انبوه مشکلات موجود در حوزه های انتخاباتی ایشان کمی غیر عادی بنظر می رسد و بنده حقیر نیز بعنوان یک شهروند وظیفه شناس کمی نگران شده و سرخود تصمیم گرفتم تا دلایل مختلف این افزایش ناگهانی وزن را زیر ذره بین( البته نه از نوع 20:30 )برده تا در قالب آن، یک سوزن به وی و یک جوالدوز به دیگر مدیران شهرستان مرحمت نمایم.

معمولاً یکی از دلایل چاق شدن یک نماینده به استرس های ناشی از غیبت در مجلس شورای اسلامی و صد البته به حضور دائم در وزارتخانه های مختلف باز می گردد که در زیر بطور تخصصی و کارشناسی شده به ارتباط این دو موضوع با همدیگر خواهم پرداخت:

اگر نامبرده بطور متوسط در هر وزارتخانه از منوی پذیرایی موجود بر روی میز وزرا فقط یک عدد سیب قرمز را انتخاب و نوش جان فرموده و در طول یک روز کاری، حداقل به 5 وزارتخانه سرکشی نموده باشند، طی محاسبات بعمل آمده توسط اینجانب و در تحقیق پیش رو به این نکته خواهیم رسید که وی ظرف مدت یکسال، 1825 عدد سیب قرمز و برای دو سال 3650 عدد سیب قرمز(به عنوان یکی از سمبل میوه های ایرانی پسند)میل فرموده اند که عدد بسیار قابل توجهی است زیرا پزشکان متخصص تغذیه صدها بار تاکید کرده اند که خوردن روزانه 1 سیب بسیار مفید است نه 5 سیب در روز!!!

حال اگر ایشان بجای سیب، نظر مساعدتری نسبت به موز بعنوان یکی از جاذبه های اصلی میزهای پذیرایی داشته باشند میزان استرس ایشان بطرز فزاینده تری افزایش خواهد یافت، که البته شواهد موجود نشان از تحقق این موضوع دارد !!!!

البته شاید بتوان در اولین گام، حذف ورزشکاری به نام«کشاورز » از صندلی ریاست اداره ورزش و جوانان داراب را عامل اصلی چاقی دکتر دانست زیرا «کشاورز » تنها امید ما برای متناسب شدن اندام دکتر بود که آنهم با عزل وی به یأس تبدیل شد.

چون کشاورز، هم خودش اهل دویدن بود و هم باعث میشد تا دکتر برای عزلش بی وقفه بدود!!! حالا بدو کی بدو...مستنداتش هم در داراب آنلاین موجود است، "تصاویر پیاده روی به سمت مسجد سنگی داراب را می گویم".این هم تصویرش !!!

1

شاید در نگاهی دیگر، یکی از دلایل اصلی افزایش وزن دکتر، مبحث دریافت و استفاده از سبد کالا باشد چرا که شنیده ها حکایت از آن دارد که دکتر به علت ضیق وقت و برای فرار از فشار جمعیت و دوری جستن از جیغ کشیدن و خنج زدن جنس مخالف در صفهای موازی با صف آقایان، شخصاً جهت دریافت سبدکالا در صف های طولانی و حادثه خیز آن نمی ایستند تا کمی تحت تاثیر فشار جمعیت قرار گرفته و وزنشان کاهش یابد.این موضوع را منابع آگاه نیز تأیید کرده اند.

از طرفی این سوال به ذهن می رسد که دکتر چگونه با میل نمودن این سبد کالا اضافه وزن هم پیدا کرده اند؟! که این نیز مبحثی بسیار تعجب برانگیز است، چون سبد کالایی که ما دریافت نمودیم فاقد هرگونه کالری مالری بود!!!...

البته موضوع تناسب اندام با آموزش و پرورش هم در ارتباط است چرا که ارتباط تناسب اندام با آموزش و پرورش صحیح، یک ارتباط دو سویه بوده و حالا که اعتدال و امید بطور پیوسته و بدون وقفه در اداراتی مثل آموزش و پرورش همینطور پشت سر همدیگر در حال رویش است و به همین دلیل، اسدی از آموزش و پرورش داراب حذف گردیده و فیروزی نصب گردیده، ورزش باید از طفولیت به منصه ظهور برسد تا در سنین بزرگسالی آدمیزاد الکی دچار چاقی بی مورد و خارج از عرف نشود، حالا فردا کرامت نگوید به من چه!!!

باز دکتر خوش شانس بود که بی-ژن رئیس نشد، چون بی-ژن اهل ورزش است و دکتر باید در دو سال باقیمانده بطور تمام وقت پشت سر بی-ژن می دوید تا بتواند عزلش کند که این دویدنهای پی در پی خودش باعث تناسب اندام اساسی میشد.اینهم حیف شد که نشد...

اکنون خارج از هرگونه مزاح، پیشنهاد می نمایم که دکتر کمی هم به فکر سلامت بدنشان باشند و برای انجام یک آزمایش دقیق به جهرم یا فسا بروند نه فسارود، چون وقتی در قالب توریسم درمانی به این شهرها مسافرت می کنیم، با مشاهده پارکینگ هایی که پر از ماشین هایی با پلاک داراب شده اند به خود می بالیم و چنان جو گیر می شویم که نکند علیرغم تأکید استاندار محترم فارس مبنی بر رد شایعه دو تکه شدن استان فارس، این مهم با عنوان استان فارس جنوبی به مرکزیت شهرستان داراب محقق شده است و بیاد عروسی پیر دختر همسایه مان می افتم که مادر شوهرش برای تک پسر خانواده و برای سومین بار داد می زند که« نه چک زدیم نه چونه، عروس اومد تو خونه» !!!...

در ضمن، خوبی جاده دوبانده داراب به زرین دشت و خسویه به جهرم از سمت شهر دبیران به این است که بحمدا... آنقدر دست انداز دارد که تا رسیدن به جهرم، از طرفی سنگ کلیه مبارک خودبخود می افتد و از طرفی استخوانهای در رفته کمرتان هم در اولین دست انداز جا می افتد تا زحمت مراجعه به دکتر نیز از سرتان کم شود.

ذیلاً اینکه یکی از مزایای حضور نماینده محترم در مراکز درمانی شهرهای همجوار این است که  ضمن بازدید واقعی از وضعیت همشهریان دارابی در دیگر شهرها متوجه این موضوع خواهند شد که تعداد زیادی از بیماران دارابی و زرین دشتی برای رفع مشکلات مربوط به چشم و بیمارهای عضلانی و برای مراجعه به پزشکان متخصص در همین جاده بطور شبانه روزی در حال تردد می باشند و این نیز مایه امید می باشد که رفته رفته همه استان فارس چون گذشته های نه چندان دور، زیر مجموعه کوره دارابگرد شوند.!!!!!

توجه به این نکته هم بسیار ضروری است که برای مسافرت به این شهرها حتماً باید یک عدد خیمه مسافرتی چند نفره و چند صد هزار تومان پول بهمراه داشت چون هم مسافرخانه ها برای دارابیها گران هستند و هم اینکه با توجه به محاسبه 30 به 70 هزینه های تامین اجتماعی، تعرفه ها به صورت آزاد محاسبه می شوند و ضرورت دارد که ایشان حتماً تراول چک بهمراه داشته باشند.

عدم دریافت عیدی از دست رئیس محترم مجلس هم به عنوان یکی دیگر از دلایل چاق شدن ایشان می تواند مد نظر همشهریان محترم قرار گیرد که به علت ضیق وقت از پرداختن به آن پرهیز می نمایم.

نکته آخر هم اینکه منابع آگاه خبر دادند که پیرو جمله گهربار آقای دکتر اطاعت که فرموده اند: " کسانی که در 8 سال اخیر کشور را به این نقطه رسانده اند باید پاسخگو باشند"، آقای دکتر احمدی هم مثل ما به دنبال پیدا کردن نقطه مد نظر دکتر اطاعت هستند و تا پیدا کردن "این نقطه" در حوزه انتخابیه خود حاضر نخواهد شد...
ایضاً تا لاغر شدن دکتر همه شما را بخدا می سپاریم.با پرهیز از مصرف هله هوله مواظب اندامتان در تعطیلات نوروز باشد."

و شاید علی رغم رویا پردازی کودکانه مان در بدبینانه ترین حالت ممکن ، اینچنین  رقم خورده باشد، حکایت ماهها چشم  انتظاری شهرمان ............................
ولی چون هنوز همچنان ماهها وقت باقیست صدای حمایت بی دریغمان در کنار سعه صدر شما مشکل گشا خواهد بود............................
و به زعم قدما ، شب دراز است و قلندر بیدار ..............................................................


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در دوشنبه چهارم فروردین 1393 ساعت 12:9 موضوع | لينک ثابت

سالی که نکوست از بهارش پیداست................

با سلام

تا ساعاتی دیگر دفتری نانوشته در پیش چشمان تمامی ایرانیان بازخواهد شد ..........

تاساعتی دیگر عددی دو به سه خواهد رسید...............................................

تا ساعاتی دیگر هفت سال تا پایان چهاردهمین قرن خورشیدی از آغاز هجرت پیامبر خوبی ها وقت خواهیم داشت........

تا ساعاتی دیگر دعایی مشترک روی لب ایرانیان نقش خواهد بست .............................................................

تا ساعاتی دیگر آرامش را برای خودم و دوستانم از خداوندخواهم خواست، هرچندخوب می دانم تنها با یاد او قلبهایمان آرام خواهد گرفت.......................................................................................................................................

تا ساعاتی دیگر تغییر زمان را با تمامی وجود احساس خواهیم نمود هرچند که خوب می دانیم که باید تغییر را ازخودمان شروع کنیم ..........................................................................................................................................

تا ساعاتی دیگر بهترین حالتها را برای خویشتنمان از خالقمان درخواست خواهیم کرد با وجود اینکه بهتر از هر زمانی می دانیم که حالمان تنها در مسیر حق قرارگرفتن به اوج  شکوفایی می رسد نه در مسیر خودخواهی و خویشتن ستایی سیر نمودن ...................................

تا ساعاتی دیگر هم می شود آدمی بود و هم بدتر از هرددی ...........................................................................................

 تاساعاتی دیگر هم می توان یاور بود و هم وبال گردن بنی بشر .......................................................................................

تا ساعاتی دیگر می توان هم خوشی راعلت بود و هم غم را نوید بخش ............................................................

تا ساعاتی دیگر دوباره ابرو باد و مه وخورشید وفلک در کارند که تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری ...............

تا ساعاتی دیگر تنها یک سال به عدد سالهای زندگانیت در عالم ریاضی افزوده خواهد شد ولا غیر ..........................

تا ساعاتی دیگرسعی کن انسانیتت را به خودت یاد آور شوی نه به جهانیان ....................................................

تا ساعاتی دیگر یادمان نرود که نوروز فرخنده باستانی امسال نیز دوباره به نام فاطمه (س) مزین شده است  ...........................

تا ساعاتی دیگر قرآنت را پیش رو بازکن  و با عمل به آرامش برس .................................................................

تا ساعاتی دیگر با تمام وجودت بپذیر که ،  این عید به نور فاطمیه زیباست   روزی تمام سال ما با زهراست

                                                             با بردن نام فاطمه فهمیدم     سالی که نکوست از بهارش پیداست      

تاساعاتی دیگر با تمام وجودت با مادر سادات زمزمه کن که ............................................................................

                                            هرسال منم عبد عطایت مادر      خوشبخت شدم ذیل دعایت مادر    

                                             نوروز که قابلی ندارد بی بی      صدعید الهی به فدایت مادر    

سال پیش رو ، را سالی پر از سلامتی و بهروزی برای تما می دوستان و هموطنانم تحت عنایت و توجهات مخصوص نوگل باغ فاطمی حضرت صاحب الامر (عج)  آرزو می نمایم .              


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 15:43 موضوع | لينک ثابت

توسعه داراب از خیال تا واقعیت ........

امروزه با اینکه شهر داراب همانند شهرهای دیگر این کره خاکی سکونتگاهی، نسبتاً بزرگ و دائمی برای  بنی بشر محسوب می شود به واسطه دریافت این عنوان باید استانداردهایی را رعایت نماید تا بواسطه آن، آسایشی برای تمامی شهروندانش فراهم آورد که سالهای سال نسل حاضر و آیندگان نیز به عملکرد مطلوب و اثر بخشی  پروژه های رفاهی ماندگار و قابل استفاده  در این خطه از مملکت پهناور ایران به خود ببالند، بدیهی است که این مهم تنها در سایه سار تعامل مدیران با همدیگر و  برنامه ریزی بلند مدت و کارشناسانه تیم مدیریتی شهرستان  و  همکاری مردم محقق خواهد شد.

پس با این تفاسیر بایست توسعه شهری به عنوان مهمترین مطالبه مردم داراب در اولویت برنامه ریزی تمامی مدیران فعلی آن قرارگیرد تا با این رویکرد بنیه رنجور جذب اعتبارات دولتی  در داراب  پس از سالهای متمادی تقویت یافته و به موازات رشد چشمگیر تامین منابع مالی ، پیاده سازی مدیریت عملکرد در بدنه تمامی سازمانهای  دولتی و غیر دولتی بمنظور افزایش بهره وری اجرایی شود و در صورت هم گام شدن نظارت موثر مديران و سازمانهای مربوطه با دو فاکتور یاد شده می توان  در آینده ای نزدیک توسعه همه جانبه در سطح شهرستان  را متصور شد.

پرواضح است که در نخستین گام ، حضور کلیدداری متخصص و متعهد برای شهرمان که بتواند همه چالش‌های موجود در سطح شهر راشناسایی نموده و  مهمتر از آن  قابلیت ارائه راهکارهای مشخصی برای برون رفت از این چالش‌ها  را داشته باشد ، در کنار تیمی  توانمند از مجموعه تحت امر خود، خواهد توانست سازمان شهرداری فعلی داراب را  به عنوان سازمانی فرا بخشی(همچنان که در کشورهای متمدن مرسوم است ) تبدیل کند و خود یک تنه راه های توسعه و تحول شهری را برای شهرمان هموارتر از قبل نماید .

 پس در یک نگاه ساده خدمت‌رسانی بی‌منت به مردم با سیاستگذاری و برنامه‌ریزی صحیح از یک سو و نظارت جدی بر عملکرد شهرداری و مدیران شهری از سوی دیگر محقق  شدنی است و در شرایط فوق این سازمان غیر انتفاعی خواهد توانست نقش خود را در زمینه توسعه شهری بی هیچ کم و کاست ایفا نماید.

 توسعه بر اساس قابليت ها و توان هاي يك مكان جايگاه مهمي در يك شهر دارد از يك طرف ابعاد پيچيده اقتصادي ، اجتماعي و زيست محيطي توسعه پايدار و از طرف ديگر پايايي توسعه در يك جامعه شهري يعني تامين حد مطلوبي از رشد توليد اقتصادي و نرخ اشتغال ،رفاه اجتماعي و محيطي سالم وپاك ضرورت توجه به بحث مكان يابي مناسب براي توسعه شهري را مي رساند

در ادامه بررسی مبحث توسعه شهری می توان  از وجود رویکرد همه‌جانبه مدیران آن نسبت به  انتخاب الگوی توسعه پایدار برای این شهر پرده برداری نمود که دستیابی به این الگو را باید تنها درمیزان اهمیت اصول توسعه پایدار نزد سیاستگذاران شهرجستجو نمود ولاغیر.

دراین میان مدیران باید به این نکته کلیدی توجه کنندکه توسعه بدون اعتنا به فرهنگ، اقلیم و منافع درازمدت شهروندان می‌تواند آسیب‌های بسیار جدی به شهر و شهروندان وارد آوردکه باید تجربه تلخ پیش آمده برای شهرهای دیگر سرلوحه تصمیم گیری مسوولین امر قرارگیرد و در راستاي تحقق توسعه پايدار شهري مي بايست شرايطي فراهم شود تا امكان بستر سازي توسعه پايدار انساني و بهبود رفاه اجتماعي شهروندي به حدمطلوبی فراهم گردد.

از نظر نگارنده زمانی شاهد توسعه و تکامل شهرمان خواهیم بود که امور جاری آن بر پایه علم صورت گیرد، نه سعی و خطا؛ پس مدیران  صاحب منصب درشهرمان برای پیشرفت داراب کهن چاره ای جز استفاده از نیروهای انسانی متخصص و کارآمد به عنوان مهمترین عنصر توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نداشته و نخواهند داشت که این شایسته سالاری  خود  روند رشد و توسعه شهرستان را با سرعتی زیاد به سر منزل مقصود رهنمون خواهد شدکه در این میان بستری برای برقراري عدالت اجتماعي، طراحي اقليمي هماهنگ با محيط زيست انساني و تقويت ساختارهاي همبستگي اجتماعي همچون تعهد و مسئوليت پذيري یا تقويت بنيانهاي اجتماعي و خانوادگي و مواردی دیگر از این دست فراهم می شود.

پس با این تفاسیر  انتخاب مدل توسعه و تدوین نقشه راه پیشرفت این شهر بر اساس ظرفیت های فرهنگی و بومی، مسئله اصلی و قابل تاملی است که به نظر می رسد  در شرایط کنونی مهمترین و اولویت دار ترین وظیفه تیم مدیریتی فعلی شهرستان همین نکته باشد.

تدوین مدلی که ضمن تکیه بر استعدادهای ذاتی شهرستان داراب، با آینده نگری و کار کارشناسی، ورودی ها و خروجی های مدل و همچنین پیش بینی منابع مالی مورد نیاز طرح و سایر الزامات پیش رو مشخص شده و درادامه نیز در بازه های زمانی منظم، میزان تطابق فعالیت های اجرا شده در شهرستان با اصول توسعه پایدار و همچنین تامین نیاز‌های نسل آتی مورد ارزیابی قرارگیرد.

شاید بتوان به عنوان نمونه نظرات  آقاي رودل (Ruddel, 1999) را در مورد نقش شهرهاي كوچك و متوسط مورد بررسی و کنکاش قرارداد ، كه  در آن توسعه شهرهاي كوچك و متوسط را روش مناسبي براي توسعه فضايي و ايجاد رشد اقتصادي و تعادل اجتماعي آنها و به عنوان شقي در مقابل رشد شهرهاي بزرگ مطرح می نماید و از دیدگاه وی بايد سرمايه ها را از شهرهاي بسيار بزرگ به سمت شهرهاي كوچك و متوسط سوق داد.

پس سوق دادن سرمایه ها از کلانشهرها به سوی منطقه محروم داراب فرآیندی است که عملی شدن آن دست تک تک مدیران و سیاستگذاران شهرمان را می بوسد.

به امید چنین روزی.................


برچسب‌ها: jتوسعه داراب


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در پنجشنبه یازدهم مهر 1392 ساعت 13:42 موضوع | لينک ثابت

یاد باد آن روزگاران یاد باد ............................

امروزه در دهکده صلح جوی جهانی، جنگ تنها واژه متضادی است که در یک بازه زمانی مشخص و با زاویه ی نگاهی خاص از زبان تک تک سیاستمداران کهنه کار در گوش تا گوش کره خاکی طنین انداز می شود.

با شنیده شدن این واژه ی به ظاهر ساده، در کمتر از آنی، تاریخی سراسر درد و رنج از زندگانی مردمانی بی پناه، در پیش چشم خردمندان تداعی می شود که قلع و قمع همنوعان به عنوان کمترین پیامد آن همواره در دستور کار و اولویت برنامه های سردمداران صفاک و فرماندهان آن قرار داشته است.

پس با این تفاسیر، جنگ يا  همان « نبرد مسلحانه بين دولت ها» به عنوان واقعيتي در جوامع بشري همچنان مطرح بوده و معنی و مفهوم عام یا خاص آن نیز از جنبه هاي مختلف همچنان قابل تعريف و بررسی می باشد.

بنابراین جنگ را می توان به صورت تهاجم نظامي، جنگ تدافعي ( مشروع و يا نامشروع )، داخلي يا بين المللي و ... ، تقسيم  بندی نمود؛ هرچند در بسياري از مواقع به زعم مردم سرزمین های مختلف، جنگ به عنوان اقدامي ناپسند، غير عقلي، غير ديني و نامقدس خوانده می شود که اهداف پایه گذاران تجاوزات نظامي و راه اندازي جنگ به  سلطه طلبي، جاه طلبي، چپاول منابع ملت هاي ديگر تعبیر می شود.

با مرور تاریخ درخواهیم یافت که در آخرین روز شهریورماه سال ۱۳۵۹ یکی از طولانی ترین جنگ های قرن بیستم با بمباران تهران و ۱۹ شهر دیگر ایران به همراه تهاجم سراسری زمینی رژیم بعث عراق به خاک ایران کلید خورد و به دنبال آن، ده ها لشکر پیاده و زرهی عراق از راه های مرزی وارد خاک ایران شدند و عملیات های نظامی گسترده ای را در یک وسعت جغرافیایی گسترده و تنوع میدانی زیاد را در برابر سازمان‌های سنتی غیرآماده و رو به تحول و سازمان نوپا و رو به گسترش کشورمان را در حالی طرح ریزی و اجرایی نمودند که از حمایت همه‌جانبه ابرقدرت‌ها و برخی از سردمداران فاسد منطقه‌ای برخوردار بودند و با این ارتش تا دندان مسلح، خیال خام فتح چند روزه ایران را در سر می پروراندند.

هرچند که در طرف مقابل، تنهایی ملت ایران برای آنها مسجل و مبرهن تر از هرزمان دیگری رخ نمایی می نمود.

ولی دلیرمندان آریایی برای دفاع از ناموس و خاکشان راهی مناطق عملیاتی شدند و راه دشمن مغرور خویش را پهلوانانه سد نمودند و اجازه ندادند که در طول هشت سال نبرد جانانه، حتی کمتر از یک وجب از خاک سرزمین پهناورشان به چنگال اجنبی متجاوز برسد و در ادامه این نبرد، سرنوشتی برای مردم ایران رقم خورد، که  طی آن جنگی که با صراحت هرچه تمامتر توسط صدامیان، قادسیه خوانده شده بود، در کمترین زمان ممکن با رویه پایبندی به موازین اسلام ناب و بهره گیری از آموزه های مذهب شیعه منتج به بروز روحیه ایثار و جوانمردی بین رزمندگان ایرانی گردید و نام آن برای همیشه به عنوان دفاع مقدس در صحنه روزگار ماندگار شد.

به هرحال جنگ های رخ داده در جهان چه از نظر موقعیت مکانی یا بازه زمانی و چه از نظر ایدئولوژی حاکم بر آن دارای تفاوت های فاحشی هستند که در این فرصت کم، مجالی برای بررسی و تفکیک تمامی ابعاد آن نمی باشند.ولی لزوم آشنایی با واژه دفاع مقدس، نگارنده را برآن داشت که سعی نماید از منظر افعال و رفتار طرف های درگیر در جنگ،  گوشه ای از دستاوردهای آنرا برای کشور عزیزمان مطرح نماید.

پرواضح است که قدسي بودن هر حرکتی مبتني بر بهره مندي از صبغه و جنبه الهي در عقايد، اخلاق و افعال فردي و اجتـماعي است و آن نيز در پرتو حـسن و نيــكويي فعل و فاعل محقق می شود که براستی در طول دفاع هشت ساله، ملـت ایـران توانـست در برابر دشمن قسم خورده اش بارهای بار این نکته را به اثبات برساند و بحق این دشمن ستیزی را در زمره امور مقدس قراردهد؛ هرچند که در عمل نیز تقابل ایرانیان با سپاه بعثی دارای صبغه ربوبي و جنبه الهي بود، ولی به روایت و گواهی شاهدان و مطالعه وصیت نامه و مصاحبه های موجود در سطح جامعه کنونی، اعمال و رفتار رزمندگان ایران کاملاً مطابق با  فرامین خداوند متعال انجام می شد.

مگر مراعات کامل مکارم اخلاقی چیزی جز اطاعت از دستورات ایزد یکتاست؟

کدام فرهنگ متمدن بشری است که مدارا با اسیرانی که روزی قصد دریدن سینه شما را داشتند نفی نماید یا برای نگهداشتن حرمت نوامیس دشمن جایگاهی رفیع قایل شود و رسیدگی به امور کودکان و از کارافتادگان دشمن را از اصول مسلم اخلاقی بداند و با اینکه تمام موارد فوق توسط دشمن بعثی به کرات لغو شده بود ولی دلیرمردان ایرانی با رفتار جوانمردانه خویش تمامی آنها را رعایت نموده و سند آن نیز همین نکته است که تا کنون هیچ خبر رسمی و غیر رسمی از نقص این اخلاقیات از طرف ایرانیان حتی توسط دشمنان آنها نیز به جهانیان مخابره نشده است.

 مورد اهداء ماسک به کودکی که توان نفس کشیدن در فضای آلوده شده با حمله شیمیایی که خود کشور متخاصم بر علیه مردمانش برای بد نام کردن ایران و ایرانی تدارک دیده بود را در کجا غیر از این دفاع مقدس می توان مشاهده کرد، که حتی در شرایط مشابه جنگجویان ممالک دیگر توان و ظریف اهدای آنرا به سایر همرزمان و هموطنان خود ندارند، چه رسد به اهل و عیال و خویشان لشکریان متخاصم و لاقید و بندی همچو افسران حزب بعث!

درکجای جـهان موردی سراغ دارید که نـیروهای پـیروز کارزار، به جای تـجاوز به دختران و زنان بی پشت و پناه و غیر مسلح، آنها را بدون کوچکترین بی حرمتی در مکانی امن پناه داده و به کشتگان فتاده برخاک آنها هیچ جسارتی ننمایند.

 تاریخ در طی قرن ها جنگ و غارت چه نمونه بارزی را در گنجینه خود به غیر از رفتار انسانی غیور مردان پارسی سراغ دارد که در آن اسیران جنگی  این گونه تکریم شده باشند و در نخستین زمان ممکن در فهرست سازمان های حمایتی بین المللی قرارگرفته باشند و در طول مدت اسارت کمترین شکنجه روحی و جسمی را تحمل نکرده باشند، آنهم در شرایطی که طرف متجاوز مقابل آب را برای اسرا          جیره بندی نموده و پایین ترین سطح مسائل بهداشتی و معیشتی را برای آنها فراهم نموده باشد.

 ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که ایرانیان جماعتی هستند که توانستند علی رغم بمباران شدن شهرها و مناطق مسکونیشان با اینکه توان زیادی برای مقابله به مثل داشتند، تنها مناطق نظامی و غیر مسکونی دشمن را هدف جنگنده های خود قرار دهند؛ پس با این تفاسیر مقدس بودن دفاع ما نه تنها از سر ادعا نبوده، بلـکه تـمامی سـازمان های نظارتی بین المللی پس از سال های سال به این نکته اعتراف نمودند که هیـچ گاه ایران شروع کننده این جنگ نبوده و عراق را آغازگر این عمل شنیع معرفی کردند.

با اینکه دفاع مقدس و در رأس آن آزادسازی خونین شهر نماد مقاومت ما تلقی می شود ولی جهاد اکبر و مبارزه با امیال و پاسداشت سجایای اخلاقی در آن برهه از زمان بیش از پیش جلوه گر بوده و عاملی مضاعف بر مقدس شدن دفاعمان و مهر تأییدی بر سند مظلومیت افرادی است که در نهایت قدرت بر وسوسه ارتکاب اعمال غیر انسانی نیز پشت پا زدند و در سایه سار دفاعی مقدس علاوه برکسب اعتباری جهانی و شرافتی ماندگار، کام ملت عزتمند خویش را همچون کام شهیدانشان شیرین تر از عسل نمودند.

 شاید بازسازی خودباوری جوانان این مرزو بوم با هر مرام و مسلکی که در بافت اجتماعی آن روز ایران وجود داشت را بـتوان یکی از دسـتاوردهای مهم دفاع مقدس قلمداد نمود که در همه زمینه ها به خوبی بازسازی شد و در ادامه بازسازی این خودباوری،  به شعار رایج ما می توانیم در آن ایام، جامع عمل پوشانید و این واقعیت به اثبات رسید که چون می خواهیم می توانیم و چون می توانیم می خواهیم؛ پس هیچ گام بلندی نیست که نشود برداشت و این رمز موفقیتی بود که به رغم تسلط استکبار بر دولتمردان فاسد طاغوت، سالیان زیاد بود که حتی شهامت بیان آن نیز از جوانان مملکتمان گرفته بود، ولی در آن دوران و با نگاهی خوشبینانه برای همیشه در افکار و رفتار مردممان  نهادینه شد.

 به نظر نگارنده تفکر حاکم بر دفاع مقدس یا همان تفکر ایثار و از خود گذشتگی در میان تمامی جنگاوران اعم از شیعه، سنی و ارمنی، از هرطایفه و نژادی رسوخ نمود و علاوه برموقعیت زمانی کارزار، کار را برای پیشبرد اهداف نظام و حرکت به طرف  توسعه و پیشرفت هموارتر از پیش نمود و این جنگ ناخواسته برای نسل انقلاب به دانشگاهی مبدل شد که روحیه جهادی به عنوان یکی از خروجی های آن، راه را برای غلبه بر مشکلات فرا روی توسعه کشور هموارتر از هر زمان ممکن
می نمودو همه مجریان و تصمیم گیران و تصمیم سازان آینده را برآن داشت که در تهیه نقشه راه تعالی کشور این روحیه انعطاف پذیر(ایثار و از خود گذشتگی) را سرلوحه برنامه های خود قراردهند.

 شاید بتوان انجام کارهای بدون وقفه و بدون هیچگونه دغدغه و تشریفات و سرعت و البته دقت عمل در بحبوحه جنگ و الگو پذیری از  تعاملات سازنده و مشورت پذیری تصمیم گیران جنگ با فرمانده هان و نیروهای زیر دست خود در آن زمان را بی ارتباط با پیشرفت های علمی و تکنولوژی پس از جنگ ندانست که ادامه این روند منجر به تجربه ای  تحت عنوان بومی سازی  منطبق با ارزش های مد نظر کشورمان با پیش زمینه الگو برداری صحیح از تجربه های تلخ و شیرین دفاع مقدس دانست که با تکیه بر آن توانستیم علاوه بر ترسیم سند چشم انداز بیست ساله تا حدود زیادی خسارت های جانی و مالی ناشی از جنگ تحمیلی  را جبران نموده و روند اجرایی حرکت های تاثیر گذار اقتصادی و سیاسی را در آینده ای نزدیک سریع تر از پیش به سرمنزل مقصود سوق دهیم .

در ادامه بررسی مقدس بودن دفاع هشت ساله ملت ایران، می توان به این نکته استناد نمود که اسلام به عنوان دین رسمی مملکت، دين رحمت و صلح و همزيستي مسالمت آميز است و وجود و وجوب جهاد در آن، صرفاً جنبه‏اي تدافعي دارد و به هيچ وجه، تجاوزگري، ظلم و ستم به حقوق ديگران را تجويز نكرده و برنمي‏تابد و در آینه روایات می توان به سخن گهربار امیرالمومنین علی (ع) بسنده نمود که در خطبه 27 نهج البلاغه فرمودند: " آن كه از جهاد به دليل بي‏ميلي و بي‏رغبتي روبرگرداند، خداوند جامه ذلت و روپوش بلا برتن او مي‏پوشاند و او را لگدكوب حقارت مي‏گرداند و حجاب‏ها و پرده‏ها روي بصيرت دل او قرار مي‏دهد و بينش را از او سلب مي‏كند، برخورداري از دولت حق به جريمه ترك جهاد از او برگردانده مي‏شود و به سختي‏ها و شدايد گرفتار مي‏گردد و از رعايت انصاف درباره اش محروم مي‏شود".


برچسب‌ها: دفاع مقدس ایران شیعه


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در چهارشنبه سوم مهر 1392 ساعت 18:14 موضوع | لينک ثابت

عشق یا وظیفه ........

با فرار رسیدن هفدهمین روز از پنجمین ماه هر سال خورشیدی روزی در تقویم مملکت ما به همت شوراي فرهنگ عمومي كشور نقش بسته است که از آن به عنوان «روز خبرنگار»  یاد می شود، روزی که به پاس قدرداني از مقام و فعالیتهای حرفه ای "شهید محمود صارمي" مسوول دفتر مزار شريف خبرگزاري جمهوري اسلامي در کشور افغانستان که در 17 مرداد 1377 به همراه هشت نفر از اعضاي كنسولگري ايران در مزارشريف افغانستان، توسط نيروهاي افراطي و متحجر گروهك طالبان به درجه رفيع شهادت نايل آمد.

 به هرحال آیین تجلیل از خبرنگاران به عنوان صنفی با کمترین مزایا و پشتوانه ی مالی، رسمی نیکو است که از سالگرد شهادت این بزرگوار تا به امروز در جای جای سرزمین پهناور ایران به همت مسوولین بویژه ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی  به انجام می رسد .

 هرچند کیفیت برگزاری و چگونگی بر پایی مراسم تقدیر از فعالان رسانه در کشور ما  هیچگاه یکسان  نبوده ولی ماهیت آن همیشه مورد اقبال خبرنگاران قرار داشته و خواهد داشت.

نگارنده معتقد است که شناخت دقیق مدیران از تاثیر واقعی فعالیت اصحاب رسانه بر تمامی حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایشان را بر آن خواهد داشت تا تقدیر از این عزیزان را مطابق با شأن و اثر بخشی فعالیت حرفه ای آنها در جامعه برگزار نمایند نه خدایی ناکرده باری به هرجهت و صرفاً اکتفا به مراسمی  ساده و کم بهره و محدود به افرادی خاص و مکانی خاص تر.

هرچند پر واضح است که در زمان حاضر با اضافه شدن " آزادي هاي مدني "  به اركان دموكراسي می توان فراهم شدن بستری دیگر در قالب آزادي بيان و قلم و انديشه و عقيده و آرمان و نيز توسعه نهادهاي مدني و اجتماعي كه از حقوق ملي و مردمي دفاع كنند، متصور شد ولی بازهم نمی توان از تاثیر شگرف رسانههاي گروهي در شكلدهي هنجارها، ارزشها، نگرشها و رفتارها و آموزش مهارت هایی مانند رفتارهاي مدني و مهارتهاي شهروندي و غیره در یک گستره ی همگانی چشم پوشی نمود.

پس با این تفاسیر می توان خبرنگار را به معنی واقعی، نماینده افکار عمومی جامعه دانست که از کانال وی مشکلات، معضلات، مسائل، نقاط ضعف و قوت موجود درجامعه به مسئولان انعکاس داده می شود و بالطبع راهکارهای اجرایی مسئولان جهت حذف یا کاهش مشکلات موجود دوباره به مردم اطلاع رسانی می نماید.

در ادامه با تحقق این امر جامعه رسالت سنگینی بر دوش خبرنگاران می گذارد که تنها راه انجام آن  اینست که خبرنگار باید به شغل خود عشق بورزد و منصفانه و بی‌طرف و با صداقت وسعه صدر به کار خود بپردازد، هرچند که خبرنگاران باید همه جوانب را مد نظر داشته باشند و منصفانه مسائل را نقد کنند و در مسیر حل مشکلات مردم و خدمت صادقانه به مردم از هیچ تلاشی مضایقه ننمایند و تنها شرط موفقیت آنها علاوه بر تعامل سازنده با مدیران، روحیه پذیرش انتقاد و داشتن سعه ی صدر ایشان در مکتوب نمودن معضلات اجتماعی و پیش رو خواهد بود .

شاید ذکر این نکته در این مجال خالی از لطف نباشد که از نظر نگارنده،  مراسمی که روز دوشنبه 21 مردادماه برای تجلیل از فعالان عرصه اطاع رسانی به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان داراب برگزارشد از نظر سطح کمی و کیفی با وعده مسئولین مغایرتهای فاحشی داشت ولی نفس عمل مورد تقدیر بوده و برگزارکنندگان آنرا به تشکیل کمیته ای برای عارضه یابی و بررسی نقاط ضعف و قوت احتمالی مراسم یادشده دعوت می نمایم.

به هرحال عدم حضور برخی از افراد تاثیر گذار حوزه ی رسانه در سطح شهرستان و نارضایتی برخی از عزیزان حاضر در جلسه و عدم استفاده و بهره گیری مناسب از حضور ریاست محترم دانشکده خبر که مایه مباهات دارابی هاست نکاتی در خور توجهند که متولی فرهیخته ارشاد اسلامی داراب باید آنها را پیگیری و برای سالهای آتی به شکلی بایسته رفع و رجوع نماید.

هرچند که نگارنده به واسطه سابقه دوستی و همکاری نزدیک چند ساله و چاپ مصاحبه ایشان در نشریات محلی به این نکته واقف است که نبود امکانات و عدم همراهی برخی از مدیران محلی خود عامل بازدارنده ای برای برگزاری  هرچه بهتر مراسمی در خور شأن خبرنگاران بوده است ولی اهمیت تقدیر مناسب چه از دیدگاه فرهنگ غنی اسلامی و چه رجوع به فرهنگ اصیل ایرانی دلایلی غیر قابل انکار است که تمامی موارد مطرح شده را توجیهی بیش نخواهد دانست.

پس در پایان علاوه بر تشکر از تمامی تلاشهای اصحاب رسانه، تقدیر را از نگاه سید الساجدین امام سجاد (ع) بیان می نمایم که می فرمایند:" روز قیامت خداوند متعال به بعضی از بندگانش می گوید: آیا شکر فلان کس را به جای آوردی؟عرض می کند: پروردگارا ! من شکر تو را به جای آوردم.خداوند می فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم به جا نیاورده ای! سپس افزود: «اشکر کم الله اشکر کم للناس؛ شکرگزارترین شما در پیشگاه خدا کسی است که از نعمت ها و زحمات مردم بیشترین قدردانی و شکرگزاری را به عمل آورد."


برچسب‌ها: روز خبرنگار تقدیر


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 ساعت 17:33 موضوع | لينک ثابت