دوباره می سازمت وطن .............

                                                          به نام خدا        

دوستان عزیزم در داراب آنلاین موضوعی را رسانه ای نموده‌اند که ما از این طریق خواسته هایمان را با نماینده منتخب مردم در شهرستانهای داراب و زرین دشت به اشتراک گذاشته و از این رهگذر نقطه نظراتمان به سمع ایشان برسد.

 به هر حال ما هم به نوعی مسروریم وبه خود می بالیم که چنین جوانان پر شور و تحصیلکرده ای پی گیر رفع مشکلات موجود در شهرستانهای یاد شده هستند و باب اطلاع رسانی سریع وصحیح را با ذکاوت باز نموده اند ولی به هر جهت اینجانب نظرات شخصی خود را از دریچه نگاه محدود خویش بطور خلاصه بیان میکنم هر چند که در ادامه زبان قاصر و قلم ناتوان بنده در ادامه مطلب ورسیدن به سر منزل مقصود خود مشکل ساز و نا کارامد خواهد بود .

به زعم بنده پر واضح است که فرد منتخب مردم بنا به هر دلیل برای انجام تکلیف یا اثبات توانایی های خویش لا جرم پتانسیلی را در خود دیده که با تکیه بر آن وارد عرصه انتخابات گشته و علی القاعده روزهای پس از پیروزی بر رقبا را برای خویش تر سیم نموده است وبا خاطری آسوده برای نیل به هدف خویش از قبل برنامه ریزی داشته است پس امروز همان فردایست که ایشان منتظرش بودندو اینک زمان عملیاتی شدن نظریه هاست .

امروز روزیست که تصمیم ها و رابطه های ایشان نه تنها بر سرنوشت وی بلکه در سطح کلان در سرنوشت مملکت و مردم حوزه انتخابی ایشان نقش خواهد داشت.

 نماینده محترم امروز روزیست که شما آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسندی اگر دوست نداری به عنوان ارباب رجوع به شعور و شخصیتتان توهین شودمی بایست برعملکرد مدیران اجرایی شهرستان که با صلاحدید شما انتصاب یا ابقا می شوند به صورت صحیح ومدوام نظارت داشته باشید وبنا به فرمایش مولا علی چشمها و گوشهایی مطمئن پیدا کنی که حسن انجام مصوبات و هزینه صحیح ودقیق اعتباراتی که با چنگ ودندان کسب خواهید کرد را به جنابعالی اطلاع دهند . غرض از عرض چشم وگوش خیلی ساده است مشاورانی لایق و کار آمد منتخب شخص شما با حفظ فاکتور شایسته سالاری نه خدایی ناکرده توصیه پذیری .

امروز زمان آن رسیده است که تجربیات مختلف و گرانسنگی را که با همت خویش وبه بهای از دست دادن جوانیتان در سمتهای پیشین ذخیره نموده اید را به کار بسته و با همفکری متخصصین ودلسوزان مسیری کوتاه را برای مدیریت بحران در زمینه های بهداشتی – آموزشی - فرهنگی – اجتماعی و اقتصادی گریبانگیر مردم حوزه انتخابیتان شناسایی نمایید .

دیگر برای ما مقایسه شهرمان با شهرهای همجوار ملاک نیست و این قیاس مع الفارق دگر بار دردی از دردهای بی شمارمان را تسکین نمی دهدهر چند که متاسفانه سالهاست که از قافله پیشرفت جامانده ایم پس لطفا به هوش باشید که ما هر سال وضعیتمان را نسبت به زمان قبل از انتخاب شما خواهیم سنجید ولاغیر و این نه تنها بلند پروازی نیست بلکه در صورت کوشا بودن جنابعالی پیشینه شهرمان را باافتخار به رخ همگان خواهیم کشید فقط به این شرط که شما باتدبیر وبرنامه ریزی عالی و گام به گام قطار پیشرفت را در مسیر اصلی خویش راهبری کنید وتحقق این امر تنها به عملکردو تصمیم گیریهای شما بستگی دارد نه کم کاری گذشتگان و دیگران به هر تفسیر چگونگی ایجاد همدلی در بین تمامی مردم منطقه و کارگزاران دست شما را می بوسد.

به هر حال بیان مشکلات داراب و زرین دشت هر چند که مثل مثنوی هفتاد من شده است ولی حضرتعالی و نماینده های پیش از شما نیز به این وضعیت واقف بوده اند که شعار تغییر را سر داده و از قبل آن مفتخر به پوشیدن جامه وکالت مردم گردیده اند.

 پس سخن آخر بنا به مثل معروف جلوی ضرر را ازهر کجا بگیرید منفعت است پس با توکل بر پروردگار و با حمایت دولت خدمت گذار عزم خویش را برای ساختن دو شهرستان اباد جزم نمایید ودر این راه با انجام کامل وظایف نمایندگی خویش علاوه بر سر وسامان دادن به وضعیت کنونی جاده ها- خدمات پزشکی اندک با صرف هزینه های سر سام آورونبود وکمبود امکانات و کادر درمانی مجرب (پیگیری  تاسیس درمانگاه تامین اجتماعی ) – کمبود مجتمع های آموزش عالی – رفع معزل بیکاری با استفاده از تعاونی های موثر وپویا بکار گیری و شناسایی وتوانمند سازی بخش خصوصی – گسترش وایجاد تفرجگاهها- اهمیت به آثار باستانی – وایجاد تامل سازنده و نظارت بر ادارات و ارگانها – ارتقای سطح امنیت – حمایت همه جانبه مردم را جلب نماییدتا در پناه نظام مردم زندگی بهتر وکم دغدغه تری داشته باشند .

مطمئن باشید که جوانان دست یاریتان را به گرمی خواهند فشرد.

بهترین‌ها را از خدای منان برای همه مردم ایران آرزومندم.                                                                                                                

                                                                                                         یا علی

 


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 7:48 موضوع | لينک ثابت

نقلی از داراب آنلاین که به دل می نشیند

به هر حال رسانه ها به صورت ذاتی در گوش تا گوش جهان رسالتی مقدس را به دوش می کشند که تنها این آیه از قرآن مجید را به ذهن متواتر می سازد  که "قسم به قلم وآنچه می نویسد."

به طورکلی امروزه در جوامع شهری و غیر شهری مشکلات عدیده ای ظهور میابند که خود نیز  معلول مشکلات دیگر هستند پس با این تفاسیر وجود مشکل الزامی است و اجتناب ناپذیر ولی حل نمودن آن با تدابیر به موقع وبجای مدیریتی شگردی تحسین برانگیز است که تنها با شایسته سالاری محقق می شود ولا غیر .

پس عزیزان مسوول این گوی واین میدان .........

                                                        داراب ما همچنان آنلاینیم

ساعت از 20 گذشته بود و خیابان های اطراف باغ ملی خصوصا خیابان منتهی به خیابان پیروزی(شهید چمران) زیر بار ترافیک خمیده شده بود.

پارک نامناسب خودروها در اطراف این خیابان کم عرض و غرور و وقاحت جوانکی سرمست از نداشته هایش باعث شد ،که جوان موتور سواری که با سرعت معمولی اما بدون کلاه ایمنی، به طرف سه راه در حال حرکت بود ،با بی توجهی راننده این پژو پارس نقره ای که با خودخواهی هرچه تمام تر روبروی کوچه ابن سینا و پل آن پارک نموده و علاوه بر اینکه ترافیک کند را کندتر می کرد .

پارک دوبله اونیز باعث قطع شدن جریان عبور و مرور بود،ناگهان راننده بدون توجه درب سمت خویش را باز کرد وسپس برخورد موتورسوار به درب و صدای تصادف و ولو شدن موتور روی زمین و فریاد و پیچش درد و اشک و بهت رهگذران و دیگر تجمع عابرین اطراف او ......

بی انصاف راننده پژو حتی به وضعیت او نگاه هم که نکرد هیچ، فورا با فکری آسوده و بدون توجه به شلوغی مسیر و بدون ترس از ایجاد حادثه ای دیگر با نهایت شتاب از صحنه فراری شد!

چند رهگذر شماره پلاک خودرو را یادداشت کرده و به مغازه داران و عابرین که جوان کاسب محل را می شناختند تحویل داده و افسوس پشت افسوس از این مسلمانی . . .

برایم جالب بود که اورژانس تنها با یک تماس در عرض چند دقیقه خود را به محل حادثه رسانید و مصدوم را به بیمارستان منتقل نمود و از نداشتن بنزین، برخورد نامناسب پرسنل و کمبود آمبولانس هم خبری نبود .انگار فوریت های پزشکی  داراب تکانی به خود داده که از دید مردم شایسته تشکر شده است. به هر حال از پلیس که خبری نشد هرچند که مردم با 110 تماس گرفتند. . .

اورژانس در جلوی درب ساختمان اتفاقات جدید بیمارستان داراب توقف کرد، در حالیکه خدا را شکر  خبری از خودرو های مزاحم نبود.مصدوم را با برانکارد انتقال دادیم به درون بخش بسیار شلوغ،  هرچند که استقبالی از طرف پرسنل و کادر درمان تنها بیمارستان داراب نشد.من که بواسطه دوستی با دوستان مصدوم که همراه او بودند شاهد ماجرا شدم به سمت دو پرستار مستقر در بخش تریاژ رفتم که خانم پرستار به من گفت اول فیش ویزیت به نام آقای دکتر اژدری......

سریع به سمت پذیرش رفتم و گفتم بیمار تصادفی دارم گفتند پس آزاد حساب کنید اگه دفترچه ندارید......

فیش ویزیت در دست به سوی مصدوم روانه شدم و دیدم که پرستار آقا از دوستان مصدوم سوال می کند دفترچه مصدوم کجاست؟! راستی یادتان باشد که قبل از اینکه تصادف کنید همراه داشتن دفترچه درمان الزامی است و ایضا جیبی پر از پول نقد....

دکتر سرانجام ایشان را دید هرچند که هنوز مصدوم روی برانکارد در راهرو روبروی اتاق تزریقات از درد به خود می پیچیدودوباره ادامه سریال قبض آزاد،رادیولوژی،نسخه دارو و ....

به هر حال پس از جواب عکس، دکتر به ما گفت فعلا فقط کوفتگی است از شکستگی خبری نیست.آن هم با یک نگاه با چشم عادی و در شلوغی اتاق ویزیت...

دکتر گفت اگر نتوانست زانویش را تکان بدهد حتما و حتما و با تاکید او را به فسا یا جهرم ببرید برای MRI ....

از تاکید و دلسوزی دکتر ذوق زده شده بودم و این همه مسئولیت پذیری کادر فنی....

دوباره تصاویر بدبختی و آوارگی بیماران دارابی در شهرهای همجوار که خود نیز در چند مورد آن شرایط را با تمام وجود درک کرده بودم  از پیش چشمم گذشت و اندوه و آه بود که برای ادامه درمان مصدوم بی گناه از نهادم خارج شد.

.بی انصافی است اگر نگویم بخش اتفاقات تنها بیمارستان داراب بهتر از گذشته شده است ولی هنوز با پایین ترین استاندارد ها هم فاصله دارد.به قول معروف درسته نخوردیم نان گندم ولی دیدیم دست مردم!

هنوز هم از پلیس برای ثبت ماجرای تصادف و تنظیم صورتجلسه خبری نشده بود .پس از چهار بار تماس دیگر با فوریت های 110  (قابل توجه مسئولین امراینکه: همه تماس ها در سیستم 110 ثبت شده است) توسط نگهبان و همراهان مصدوم، ماموران پلیس ساعت 22:30 خود را برای نوشتن صورتجلسه رساندند. انگار اعتراض همراه مصدوم نیز کارگر شده بود.

خوب شد که با ادب ،جواب پرستار بخش را دادیم که می گفت برانکارد نداریم!! زودتر مصدوم راببرید.گفتم عزیزکم منتظر 110 هستیم برای تفریح که مسدع نشدیم تا یادم نرفته آخرین بار که پلیس را پیج کردند گفتند که برای سومین بار در همین شب از خدا بی خبران شیشه ماشین های مردم را شکسته اند. از ماشین عروس و داماد گرفته تا خودروی پارک شده جنب سالن هلال احمر.

........................................................... خلاصه که داراب  ما همچنان آنلاینیم

 


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 7:51 موضوع | لينک ثابت

بازهم بوی دود از دری نیم سوخته می آید.......

دوباره فاطمیه از راه رسیدوغریبی مولا هویدا شد........

دوباره فاطمیه از راه رسیدودل ما غمین وتنها شد.......

دوباره فاطمیه از راه رسیدوذکر لب نام زهرا شد...........

دوباره فاطمیه از راه رسیدوماجرای کوچه پیدا شد.......

دوباره فاطمیه از راه رسیدوحسن (ع) گریان شد.............

دوباره فاطمیه از راه رسیدوحسین (ع) عطشان شد.........

دوباره فاطمیه از راه رسیدو زینب (س) نالان شد.............

دوباره فاطمیه از راه رسیدو بساط سینه زنی مهیا شد.........

دوباره فاطمیه از راه رسیدوپیرهن مشکی زینت تنها شد.........

دوباره فاطمیه از راه رسیدو اشک روان زچشمها شد..............

دوباره فاطمیه از راه رسیدو چهره نیلی مه شبها شد...........

دوباره فاطمیه از راه رسیدوشفاعت نقل مجلسها شد.........

دوباره فاطمیه از راه رسیدو سینه تنگ میخها شد ................

دوباره فاطمیه از راه رسید با پیامی آشنا که تو را به یاد چیز هایی  ماندگار می اندازد.......

مسمار در .....

سیلی و صورت ......

حمایت از ولایت ......

غلاف و شرارت ........

بازو و رشادت.......

پس تا جهان هست فاطمیه فقط فاطمیه است ........

واین شعر زیبای علی اشتری تقدیم  به فاطمیون و عزیز در سفرش نو گل باغ هستی ........

عکس مدینه را که به دیوار می زنم

پشت بقیع می روم و زار می زنم

 

حالا که شعر آمد و بغض مرا شکست

حرف از نگفته های تو بسیار می زنم

 

شکرانه ی نفس زدن بین روضه ها

هر لحظه نام فاطمه را جار می زنم

 

هرجاکه، مادری به زمین می خورد فقط

با دست چاره بر سر ناچار می زنم

 

وقتی که صحبت از در و دیوار می شود

دیوانه وار بر در و دیوار می زنم

 

حس می کنم شکستگی سینه تورا

سینه میان کوچه که هر بار می زنم

 

حجم تمام سینه من تیر می کشد

وقتی گریز روضه به مسمار می زنم

 

گاهی کبوترانه به قم پرکشیده و

از دوری مزار شما زار می زنم

به امید آن روز که لایق دعای مادر سادات شویم ...................                                                                         


برچسب‌ها: مادر سادات


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 16:5 موضوع | لينک ثابت

      روز داراب.......       روز شهر من.........

ایرانیان از دیرباز تا کنون با فرار رسیدن بهار، هر ساله  در گوش تا گوش جهان "نوروز"  را به رسم نیاکان پاکشان جشن گرفته و فارغ از نگرش‌های سیاسی ، مذهبی یا فرهنگی ، هر کدام در کنار سفره هفت سینی که با تغییرات جزیی و سلیقه های مختلفی چیده‌اند نشسته وبا عشق، بزرگداشت مراسمی زوال ناپذیر را نظاره‌گر می شوند که آن‌را نشانه‌ای از نشانه‌های تمدن غنی مملکتشان دانسته و به خاطر چنین پشتوانه سترگی به خود می‌بالند.

با وجود اینکه منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نمی‌باشد، در برخی از متن‌های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری"جمشید" و در برخی دیگر از متن‌ها، "کیومرث" به‌ عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده‌اند .

ولی پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده‌است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان دستور می دهد  تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بروی  آن تخت می نشیند پس از رسیدن نور خورشید به تاج زرین او ، جهان نورانی شده  و مردم شادمانی کردند  و آن روز را روز نو نامیدند.

در برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را  نیز به بابلیان نسبت داده اند که بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کوروش کبیر به بابل باز می‌گردد.

همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده‌ است ولی در اوستا(دست کم درگاتها) نامی از نوروز برده نشده‌ است.

جشن نوروز در دوران ساسانیان (که موسس این سلسله اردشیر بابکان و مرکز شروع و جهانگشایی وی داربگرد شهری با ساختاری دایره ای بوده است) چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشیده و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شده است .

 نوروز کوچک یا نوروز عامه به مدت پنج روز، از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خرداد روز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شده است .

در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان ‌آن‌ها گوش فرا می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستورات لازم را صادر می‌کرده است .

 در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی شرفیاب می شدند .

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده ‌بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغازبرج حمل) عقب می‌مانده  و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل‌های گوناگون سال قرار می گرفته است.

خانه تکانی، آتش افروزی، سفره های نوروزی، عذاهای نوروزی، دیدوبازدید، مسابقات ورزشی، طبیعت گردی و نوروز خوانی برخی از آیین های مشترک نوروزی ایرانیان به شمار می‌روند که کماکان نیز به اشکال مختلف ادامه دارند .

به هرحال  در سرزمین کهن دارابگرد نیز که امروزه با اندکی تغییر در وسعت جغرافیایی داراب خوانده می شود، مردم علاوه بر بزرگداشت این جشن باستانی روز پنجم فروردین ماه هر سال بنا به یک سنت دیرین به دامن طبیعت می روند و از سر سبزی و شادابی محیط اطرافشان به خوبی بهره‌برداری نموده و به تفریح ، بازی و خوشگذرانی مشغول می‌شوند.

این تفرج پنجمین روز بهاری زمانی  علاوه بر تفریح  در روز  طبیعت  برای دارابی ها می‌باشد چون در روز به اصطلاح سیزده بدر همه ایرانیان در هر کجای دنیا که باشند  در بر پایی آن بصورت ویژه اهتمام می ورزند اما در عین حال طبیعت گردی روز پنجم فروردین تنها به دارابی و دارابیان منحصر گشته و این امر نیز ناشی از پیشینه تاریخی این خطه از سرزمین  پهناور ایران می‌باشد.

بجاست که با همدلی مردم داراب و همت جوانان فرهنگ دوست شهرمان روز پنجم فروردین ماه با نام بلند داراب که  به شهر امام حسن مجتبی (ع) نیز شهره گشته است گره خورده و در نخستین گام این روز به نام  روز داراب  ثبت ملی شود.

حالا برای اینکه بهتر مشخص شود که از چه رو بنده و سایر دوستان فرهیخته‌ای که با آنها مراوده داشته‌ام خواهان ثبت چنین روزی به نام روز داراب هستیم،  به گوشه‌ای هرچند ناچیز از تاریخ کهن این مرزو بوم اشاره می‌نمایم هر چند که وصف بلند این سرزمین از زبان فردوسی حکیم در شاهنامه خود تنها گواه بر بزرگی آن بوده و هست که چنین سروده اند :     

                           چو دیوار شهر اندر آورد گرد           و را نام کردند دارابگرد    

این شهر تاریخی در دوران هخامنشیان منطقه‌ای آباد و پررونق بوده‌است.

به صورت ظاهری این منطقه در آغاز تحت حکومت آریامنه قرار داشته‌است ولی دردوران سلوکیان و اشکانیان ولایت دارابگرد دارای حکومتی نیمه مستقل بوده که پادشاهان آن از حاکم پارس اطاعت می‌کرده‌اند.

آخرین امیر دارابگرد در عصر اشکانیان پیری نام داشته و پس از وی اردشیر بابکان بر این شهر تسلط می‌یابد و سپس با کنترل سراسر ایران امپراتوری ساسانی را تأسیس می‌نماید. از این جهت دارابگرد نخستین مقر حکومتی ساسانیان لقب می‌گیرد .

این شهر از کهن‌ترین شهرهای ایران و جهان محسوب می‌شود و پیشینه آن به بیش از 2500سال می‌رسد.

دارابگرد نام یکی از 5 شهرستان ایالت پارس در ایران قدیم بوده و  به معنی شهر داریوش می باشد .

 دارابگرد  تنها شهر بنا شده به دست داریوش هخامنشی نبوده است اما شاید نخستین بنای مدور برپا شده به دست وی بوده که نام خویش را بر آن نهاده است .

سبک بنای معماری دارابگرد اقتباسی از شهرهای قدیم بین‌النهرین باستان می باشدکه مقداری از دیوار های  اطراف شهر  هنوز باقی مانده و برخی از بقایای بناها از جمله کاخ و قلعه حاکم شهر بر فراز قله میانی کوه تا حدودی دیده می‌شود.

 بنای شهر دارابگرد بر مبنای برخی روایات دیگر تاریخی منسوب به داراب پسر بهمن پسر اسفندیار کیانی بوده است که صحت این روایت تاریخی نیز خود برپیشینه و اهمیت فوق العاده  این شهر در بین ایالات ایران باستان دلالت خواهد داشت .

پس با این تفاسیر به امید روزی که پنجمین روز فروردین ماه هر سال به نام روز داراب ثبت ملی شود  و این افتخار موجب مباهات همه ما دارابی‌ها شود، دستان تک تکتان را برای تحقق این هدف متعالی به گرمی می فشاریم.                                                              


برچسب‌ها: روز داراب


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در یکشنبه ششم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 7:44 موضوع | لينک ثابت