دوباره فاطمیه از راه رسیدوغریبی مولا هویدا شد........

دوباره فاطمیه از راه رسیدودل ما غمین وتنها شد.......

دوباره فاطمیه از راه رسیدوذکر لب نام زهرا شد...........

دوباره فاطمیه از راه رسیدوماجرای کوچه پیدا شد.......

دوباره فاطمیه از راه رسیدوحسن (ع) گریان شد.............

دوباره فاطمیه از راه رسیدوحسین (ع) عطشان شد.........

دوباره فاطمیه از راه رسیدو زینب (س) نالان شد.............

دوباره فاطمیه از راه رسیدو بساط سینه زنی مهیا شد.........

دوباره فاطمیه از راه رسیدوپیرهن مشکی زینت تنها شد.........

دوباره فاطمیه از راه رسیدو اشک روان زچشمها شد..............

دوباره فاطمیه از راه رسیدو چهره نیلی مه شبها شد...........

دوباره فاطمیه از راه رسیدوشفاعت نقل مجلسها شد.........

دوباره فاطمیه از راه رسیدو سینه تنگ میخها شد ................

دوباره فاطمیه از راه رسید با پیامی آشنا که تو را به یاد چیز هایی  ماندگار می اندازد.......

مسمار در .....

سیلی و صورت ......

حمایت از ولایت ......

غلاف و شرارت ........

بازو و رشادت.......

پس تا جهان هست فاطمیه فقط فاطمیه است ........

واین شعر زیبای علی اشتری تقدیم  به فاطمیون و عزیز در سفرش نو گل باغ هستی ........

عکس مدینه را که به دیوار می زنم

پشت بقیع می روم و زار می زنم

 

حالا که شعر آمد و بغض مرا شکست

حرف از نگفته های تو بسیار می زنم

 

شکرانه ی نفس زدن بین روضه ها

هر لحظه نام فاطمه را جار می زنم

 

هرجاکه، مادری به زمین می خورد فقط

با دست چاره بر سر ناچار می زنم

 

وقتی که صحبت از در و دیوار می شود

دیوانه وار بر در و دیوار می زنم

 

حس می کنم شکستگی سینه تورا

سینه میان کوچه که هر بار می زنم

 

حجم تمام سینه من تیر می کشد

وقتی گریز روضه به مسمار می زنم

 

گاهی کبوترانه به قم پرکشیده و

از دوری مزار شما زار می زنم

به امید آن روز که لایق دعای مادر سادات شویم ...................                                                                         


برچسب‌ها: مادر سادات


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 16:5 موضوع | لينک ثابت