چرا دمام زنی

با سلام خدمت دوست عزیزم

جناب آقای سلمان

در ذیل این مکتوب، پاسخ به پرسش جنابعالی درمورد چرایی دمام زنی، پیش از آغاز مراسم تعزیه در شب عاشورای حسینی توسط گروه فرهنگی هنری عترت ارائه می شود؛ 

 مطابق آنچه در کتابها و مقالات مرتبط با این مراسم آئینی آمده است، دمام زنی از دوران گذشته تاکنون علاوه بر مراسم سينه زني ايام ماه محرم، برای باخبر کردن مردم از ماه محرم و صفر و دعوت آنها به روضه ها و مراسم عزاداری محرم نیز اجرا می شده و در ایران نیز از این شیوه در آئین عزاداری استفاده می شود، بویژه در نواحی جنوب غربی ایران تا جنوب شرقی آن، نوحه خوانی، نوازندگی سنج و دمام در ماه محرم و صفر حکایت از دردها و غمهای فراوان دارد.در ماه محرم و صفر از سازهایی جهت نوازندگی غم و حماسه بنام سنج، دمام و بوق استفاده می شود که نواختن آن حالتی در انسان بوجود می آورد که او را برای سینه زنی و عزاداری آماده می نماید.

در گذشته دور بدلیل نبود سیستم اطلاع رسانی و صوتی، با نواختن سنج و دمام، ساکنین محلات را جهت عزاداری خبردار می کردند.شاید به نوعی انتخاب دمام زنی همخوانی با سیر روایت تعزیه داشته باشد مثلا بنا به باور کارشناسان این عرصه، صدای شیپور معنای شیپور جنگ، صدای سنج، صدای بهم خوردن شمشیرها و صدای طبل، صدای سم اسبان را  برای مخاطب تداعی می کند. 

سنج و دمام و بوق هر سه از سازهای تشکیل دهنده این همنوازی است که سابقه آن به بیش از ۱۰۰سال می رسد و آن طور که از شواهد موجود استنباط می شود، ترتیب و تعداد دمام زنان و نوازندگان سنج در نقاط مختلف جنوب، متفاوت است.

در بوشهر، مجموع دمام و سنج زنان ۷،۵و ۹و گاهی بیشتر است، یعنی یک نفر به عنوان "اشکون"(که دمام زن حرفه ای است) در کله صف دمام زنان قرار دارد و بقیه نفرات در طرفین او قرار می گیرند، دو در سمت راست و چپ اشکون وظیفه "غمبر"را ایفا می نمایند و مابقی با آهنگی موزون با آنان همراهی می کنند.

در پایین صف دمام زنان یک نفر سنج زن قرار می گیرد و مابقی سنج زنان در لابلای دمام زنان قرار گرفته و بر اساس یک نت مشخص نوای سنج و دمام را به گوش و دلهای عزاداران می رساندند.البته برخی نیز بر این باورند که احتمالاً این آئین از کشورهای آفریقایی بدلیل مسافرتهای دریایی جنوبیها، به ایران آورده شده است . 

بنابراین از آنجائی که به عقیده اساتید و کارشناسان حوزه موسیقی ،موسيقي ايراني اعم از محلي، ملي، دستگاهي و مقامي وامدار موسيقي مذهبي است و هنر تعزيه از بزرگترين مراجع موسيقي ايراني بوده است، این گروه همچون گذشته با فعالیت در امور فرهنگی و آیینی، بنا دارد تا به سهم خود در اقدامات فرهنگی به ایفای نقش بپردازد و این قبیل اقدامات در دیگر مناسبتها نیز توسط این گروه ادامه خواهد یافت.

                                                                                                     دوستدار شما صمد یعقوبی

 و اما  باقی ماجرا به قلم آقای جلیل سلمان ؛

در خصوص احتمال ورود این آئین از کشورهای آفریقایی و شباهت های موجود، میتوان به کتابی که توسط دکتر Pashington Obeng  غنائی نگاشته شده است اشاره نمود.

وی در فصل چهارم کتاب خود به بررسی ساز dammam و کاربرد آن در مراسم های دینی هندیهای آفریقایی تبار مقیم جنوب غرب هندوستان پرداخته است.

نکته جالب اینجاست که دکتر obeng نیز دقیقاً از ساز "دمام" (همراه با تشدید بر روی میم)نام می برد که در مراسم های مذهبی و آئینی هندیهای آفریقایی کاربرد دارد و دلیل پرداختن دکتر obeng به این موضوع این است که وی از کشور غناست و رشته تحصیلی وی مطالعات دینی و ارتباطات فرهنگی می باشد.

دکتر obeng در صفحه 143 کتاب خود می نویسد:" برای اولین بار که به روستای mainalliدر ایالت کارناتاکای هندوستان رسیدم وقتی اهالی متوجه شدند که یک آفریقایی کاتولیک آمده است برای خوش آمد گویی به من "دمام" نواختند.وی ادامه می دهد:"هندیهای آفریقایی تبار برای سرگرمی دمام می نوازند.آنها همچنین دمام را در جشنها و اعیاد و در رویدادهای مختلف زندگی نیز می نوازند.هم زنان و هم مردان توانایی نواختن دمام را دارند.آنها نشسته و دمام را بطور افقی و با تکیه بر پاهایشان می نوازند."دکتر obeng چندین کتاب دارد که مطالب فوق از کتاب " سیاست فرهنگی هندیهای آفریقایی تبار در جنوب آسیا" نگاشته شده توسط ایشان انتخاب شده است.


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در شنبه یکم آذر ۱۳۹۳ ساعت 8:44 موضوع | لينک ثابت

هفت سنگ غیر فرهنگی

در قرن حاضر علی رغم دستیابی بنی بشر به پیشرفتهای شگرف در حوزه علم و فن آوری، هنوز هم نمی توان از تأثیر عمیق کتاب در گسترش فرهنگ جامعه و سرعت بخشیدن به پیشرفت روزافزون آن، چشم پوشی نمود و در ادامه توسعه و رشد همه جانبه هر جامعه بدون در نظر گرفتن مبحث مطالعه و کتاب کاملا پوچ و بی معنی  تلقی خواهد شد و این مطلب خود، شاهدی مستند بر نقش کتاب در میان همه ابزارهای فرهنگی می با شد، هرچند که شما هیچ تمدنی را در طول تاریخ خالی از کتاب و کتابت پیدا نخواهید کرد.

صفحات کاغذی تقویم رسمی کشور ایران را که ورق می زنید، در بیست و چهارمین روز از هشتمین ماه هر سال به روزی خواهید رسید که با مزین شدن به عنوان کتاب و کتاب خوانی، اهمیت مطالعه را برای هر صاحب خردی از نگاه دین مبین اسلام و تمدن چند هزارساله باستانی مملکتمان پرده برداری می نماید، تا آنجائی که ایران و ایرانی در دوره های گذشته همواره کتاب را به عنوان تنها نسخه شفا بخش، برای تکامل جامعه انسانی  به جهانیان توصیه نموده اند.

با مطالعه زندگی افراد موفقی که گام های بلندی در رشد علوم مختلف برداشته اند، درخواهیم یافت که بی گمان آنها، مطالعه را به عنوان عنصری اصلی و ضرورتی تام سرلوحه تمامی مراحل زندگانی خود قرار داده و کتاب را در زمره نزدیکان خود جای داده و با آن انس گرفته اند و بهره مندی از هر نوشتاری را آئینه ای تمام نما برای بازتاب نور آگاهی و جمال فرهنگ بر دل همه خردمندان فرض نموده اند.

هدف نگارنده از پرداختن به منزلت کتاب و کتابخوانی در این مقطع، به هیچ وجه بررسی وضعيت فعلی كتابخواني در كشور و تحلیل آمار رسمي وزارت ارشاد در مورد میزان مطالعه هر ایرانی در طول شبانه روز یا حتی پرداختن به میزان اثر بخشی آن در مقایسه با ساعت متوسط مطالعه در جهان نبوده، بلکه تنها پرسشی  که ذهن مرا پس از خواندن حدیث گهربار امیر المومنین علی(ع) که فرموده اند:" كتاب‏ها بوستان‏هاي دانشمندان اند "به خود مشغول نموده، اینست که متولیان ذی ربط در شهرستان داراب برای گسترش فرهنگ کتابخوانی چه اهداف و برنامه های مدونی را دنبال می نمایند؟

 این بزرگواران تاکنون برای ارتقای فرهنگ کتاب و کتابخوانی چه اقداماتی انجام داده اند؟

موضع رسمی ایشان نسبت به تخریب مستمر ساختمان کتاب خانه شماره دواین شهرکه هنوز هم پس از سالیان دراز در شهرک امام حسن (ع)، افتتاح نشده چیست؟

چه نهاد یا ارگان محترمی در شهرستان داراب وظیفه و مسئولیت نظارت بر عملکرد پیمانکار ساختمان مذکور را داشته که متأسفانه کار به اینجا رسیده است ؟

و در ادامه؛ در صورت تسویه حساب با پیمانکار محترم این مکان، مسئولیت تجهیز این کتابخانه برعهده ی چه نهاد یا هیئت امنائی قرار خواهد گرفت؟

مدیران بزرگوار فرهنگی شهر امام حسن مجتبی(ع)، همانگونه که مستحضرید شالودهِ‌ شوق‌ به‌ مطالعه‌ و کتابخوانی‌ در دبستان، مدرسهِ‌ راهنمایی‌ و در نهایت دبیرستان‌ گذاشته‌ می‌شود ولی متأسفانه با اینکه کتابخانه مورد نظر، در مجاورت یکی از بزرگترین مراکز آموزشی و در شهرکی نه چندان نوپا و تهی از هرگونه مکان فرهنگی قابل قبول جای گرفته و در حال سپری نمودن مراحل نهائی ساختمانی و عمرانی خویش می باشد، همچنان در نهایت بی مهری و جبر زمانه روزگار می گذراند، پس بجاست که از طرف امام جمعه محترم شهرستان و نماینده عالی دولت تدبیر و امید، برای ساماندهی وضعیت موجود این کتابخانه تدابیری اضطراری اندیشیده شود و در اسرع وقت عملیاتی گردد.

به هرحال نگارنده در طرح موضوع یاد شده، همانند شهروندان فهیم دارابی به تمامی موانع و مشکلات موجود بر سر راه تصویب و تکمیل و عملیاتی شدن یک طرح فرهنگی کاملا واقف بوده و برخی از کاستی های موجود را قبول دارد ولی این دلیلی قابل توجیه برای هزینه های برآمده از دل بیت المال یا کمک خیرین نیست که اینچنین مورد تاراج سنگ و بازیهای کودکانه قرار گیرد.


 

نوشته شده توسط صمد یعقوبی در شنبه یکم آذر ۱۳۹۳ ساعت 8:42 موضوع | لينک ثابت