راوی:{ورودی به کربلا و روز عاشورا}
{ورود اولیا}و{ورود لشکریان میسره و میمنه به ترتیب }
{ورود عمرسعد و همراهان به ترتیب }
{ورود شمر و همراهان}
راوی:
در روز عاشورا عطش بيداد مي كرد
دريا خروشان مي شد و فرياد مي كرد
فرياد هل من ناصر مظلوم مردي
حق را گواهي داده استمداد ميكرد
شمر:
میرسمازکوفهواقبالوبختمیاوراست
چهارفرسنگزیرحکممنسراسرلشکراست
اینچهدشتواینچهصحراییاستبااینبویخوش
خاکاینصحراگمانمعودومشکوعنبراست
{با تغییر وضعیت نور روز به شب و شب به روز}
{عمرسعد به استقبال شمر میرود و شمر از مصافحه با او پرهیز نموده }
شمر:
پسر سعد عجب از تو و از مرديت، اي ملحد، بيعار تبهكار، بجاي ستم و ظلم و جفا، دوست شدي با پسر فاطمه، حيف صد حيف، از اين منصب و احكام فراوان كه يزيد ابن معاويه براي تو فرستاده، بدان اي پسر سعد اگر اين حكم و ايالات بدي از بيوه زني، كار به اتمام رساندي، تو و اين لشگر بيحد، به صف ماريه خاموش نشستي، در حقيقت تو خجالت نكشي، گر كه يزيد از تو بپرسد، چه جوابي تو مهيا كني از بر خود اي مير سپهدار، حال بنشين و ببين آتشي امروز فروزم كه بسوزم ز تر و خشك و نباتات و حجابات و سماوات و دل شير خدا و جگر فاطمه زهرا و همه جن و ملك را
{عمرسعد در حال قدم زدن و تفکرکه شمر به سویش حرکت میکند}
شمر:
من به خيالم به دشت ماريه جنگ است
بر پسر بوتراب حوصله تنگ است
نامه نويسم به نزد زاده مرجان
چون كه سپهبد در اين ميانه دو رنگ است
عمر سعد:
بس كن اي شمر لعين نسل زنا يعني چه
لب ببند اي سگ ملعون دغا يعني چه
نه ز خلاق ترا شرم و نه خوفي ز خدا
هم چو نمرود تو در جنگ خدا يعني چه
شمر:
يابن سعد ابن سخن چون و چرا يعني چه
دوستي با پسر شير خدا يعني چه
ميخوري نان يزيد و به حسين فخر كني
ادعاي تو در اين فعل خطا يعني چه
گر كه عابد شدهاي صومعه را پيش بگير
اسب و اسباب و كله خود قبا يعني چه
تا قيامت همه خلق بتو لعن كنند
به حسين ظلم و جفا كن تو وفا يعني چه
{شمر سراسیمه به سمت عمرسعد حرکت میکند}
شمر:
ایا سردار گویا غافلی
ابن سعد:
از که
شمر:
از حاکم فرمان
ابن سعد:
که باشد حاکم فرمان
شمر:
یزید آن شوم بیایمان
ابن سعد:
چه حکمی کرده
شمر:
حکمی که از کف میبرد ایمان
ابن سعد:
از برای چه
شمر:
زر و سیم فراوان
ابن سعد:
زر دنیا مخوا
شمر:
خواهم کنم نثار
ابن سعد:
چه نثارسازی
شمر:
سر و جان
ابن سعد:
مده از دست
شمر:
چاره ندارم
ابن سعد:
دردت
شمر:
درد شمر دردیست بیدرمان
ابن سعد:
بگو با من چه سازی چه
شمر:
برم بر آسمان ناله طفلان
ابن سعد:
طفلان که باشند
شمر:
طفلان حسین
ابن سعد:
دیگر چه سازی
شمر:
قتل نمایم
ابن سعد:
قتل که
شمر:
جوانان
ابن سعد:
کیانند
شمر:
عباس و علیاکبر
ابن سعد:
دیگر چه سازی
ابن سعد:
دیگر چه سازی
شمر:
سر برم
ابن سعد:
از که
شمر:
از شاه مظلومان
ابن سعد:
از کجا
شمر:
از آنجایی که میبوسید
ابن سعد:
که بوسیدی
شمر:
پیمبر
ابن سعد:
دیگر چه سازی
شمر:
بر سینهها زنم چکمه
ابن سعد:
سینه که
شمر:
سلطان مظلومان
ابن سعد:
دیگر چه سازی
شمر:
گیرم گریبانها
ابن سعد:
از که
شمر:
از سید سجاد
ابن سعد:
دیگر چه سازی
شمر:
بر زنجیر میبندم
ابن سعد:
چه کسی بندی تو بر زنجیر
شمر:
زنها را همه یکسان
ابن سعد:
که باشند
شمر:
از آل طاها
ابن سعد:
نامشان
شمر:
سکینه
ابن سعد:
دیگر
شمر:
کلثوم
ابن سعد:
دیگر که
شمر:
زینب نالان
ابن سعد:
چه میشود
شمر:
او هم شود ویلان
ابن سعد:
دیگر چه سازی
شمر:
اسیران را برم پای پیاده
ابن سعد:
در کجا
شمر:
در شام
ابن سعد:
منزلشان
شمر:
در گوشه ویران
ابن سعد:
دیگر بیان کن
شمر:
بندم به روی طفلان
ابن سعد:
طعامشان
شمر:
از چشمه چشمان
ابن سعد:
غذایشان
شمر:
خون جگر
ابن سعد:
مده از بهر دنیا دین خود ظالم کنون از دست
شمر:
تو چرا دین خود ز کف دادی
ابن سعد:
نخواهم داد از کف بهر دنیا روضه رضوان
شمر:
ندارم چاره در دوران
{شمر با حالت پشیمانی از درگیری لفظی به سوی عمرسعد حرکت می کند}
شمر:
ابن سعد از دست تو آزرده گشته خاطرم
اين چنين بشنيدهام از جمله خلق روزگار
ميروي پنهان تو در نزد حسين ابن علي
چون غلامان مينمايي خدمتش را بندهوار
چاهها كنده حسين و آبها مينوشد او
خواهي او را بازگرداني سوي شهر و ديار
يا بكش تيغ و نما اقدام بر قتل حسين
يا امور جنگ را بر شمر بيدين واگذار
عمر سعد:
اي رزم نوازان بنوازيد به شيپور
بر طبل بكوبيد شوم يكسره مسرور
پوشيد زره بر تن و هم سنج نوازيد
با هم بنوازيد شود ديده پر از نور
{شمر به سوی خیام امام حسین (ع) روانه میشود}
شمر:
اي حسين بن علي پور رسول
بشنو آوايم مشو از من ملول
مصلحت گفتم مكن قصد جدال
گفتمت بيعت بكن منما قتال
خواستم راهي فرا رويت نهم
فرصتي ديگر در اين صحرا دهم
يا بيا ميدان و لشكر شاد كن
اين دل مخروبه را آباد كن
يا مبارز سوي اعدا كُن روان
خود ميان خيمگه آقا بمان
هل من مبارز يا حسين
هل من مبارز يا حسين
{هل من ناصرا ینصرونی}
{صدای گریه حضرت علی اصغر (ع)}
راوی:
واجب نبود آمدنت، لطف کرده ای
برداشته اند از همه حکم وجوب را
آبی نمانده است که خاموششان کنم
آتش زدی لبان خودت این دو چوب را
{امام او را روی دست گرفته و به سمت میدان حرکت می کنند}
{شعر ایستاده است تنها میان سگهای تازی}
{ محاصره امام }
{حرکت امام به سوی تک تک لشکریان و ابراز شرم آنها}
سنان ابن انس:
یا حسین ای شاه بی خیل و سپاه
گرچه رو داری به هر جانب نگاه
گرچه اینسان بی قراری یا حسین
گو چرا در انتظاری یا حسین
چون تو را دیگر کسی غمخوار نیست
پس دگر این انتظارت بهر چیست
{خنده شمر، عمرسعد و سنان}
عمرسعد رو به حرمله:
سیرابش کنید
حرمله:
لب اصغر
{تیراندازی حرمله به سوی گلوی حضرت علی اصغر}
{هل هله و رقص حرمله}
{برگشت امام حسین به سوی خیمه گاه و خنجر و پشت خیمه}
راوی:
مداحی و حزن
عمر سعد:
دشمن آن خاندان از فرقه گمراهيام
نيست اصلا اندر اين فرمايشات آگاهيام
حاليا از من چه ميخواهي تو اي امالفساد
اين تو و آن هم حسين آن سرور كل عباد
شمر:
زبغض آل پیغمبر به دل پیچیده ام دودی
که خواهم تن بیارایم در این خفتان نمرودی
زره بر تن نمایم اینزمان از مال داوودی
روم یا جان و سر بازم در این ره یا بیارم سر
{ورود امام حسین پس از وداع با اهل خیام(ع)}
شمر:
بزن طبال بر طبل و دمی بر شمر دون بنگر
{جگ نمایان امام حسین (,) و حرکت به سوی علقمه}
عمر سعد :
لشکر شام بر او تیر زنید
کوفیان یکسره شمشیر زنید
سنگباران بنمايید تنش
که فلک گریه کند بر محنش
{حرکت سپاه کوفه به سمت خیام و برگشتن امام حسین(ع)به سمت خیام}
شمر:
الا جنگاوران اين بيابان
شده هنگام آورد اي دليران
ز جا خيز و بزن بر طبل و شيپور
كنون وقت جدال است اي دليران
{ ورود ضربت به ران پای امام حسین(ع) پس از جنگ نمایان و کشتن اشقیاء}
راوی:
در سوگ تو داغ بر دل آب افتاد
اشک از دل چشم و چشم از خواب افتاد
ای کاش که من عصای دستت بودم
آن لحظه که زانووانت از تاب افتاد
شمر:
کجا شد رستم آن یکه تاز چرخ تا بیند
شمر پوشیده زره چون گنبد اخضر
به پیش آرید ایندم مرکب زرین لجام من
بزن طبال تا گرد سوار اسب کوه پیکر
{امام حسین(ع) به جنگ ادامه داده }
{برخورد سنگ به پیشانی مبارک امام حسین(ع)}
حرمله : قلب پاک
{و انداختن تیر به سمت قلب مبارک امام حسین(ع)}
شمر:
همچون شهاب ثاقب شمر شرر رسیده
سنگین دلی چنان من در جنگ کس ندیده
کاری کنم در عالم نشنیده کس ندیده
خون حسین چنان آب از خنجرم چکیده
مشقی بزن تو طبال تا از نهیب طبلت
شیر ژیان به بیشه زهره اش به دل دریده
{عمرسعد و تعارف خنجر به لشکریان }
{دادن خنجر به دست خولی ابن یزید}
عمر سعد :
ایا پردلان غیور سپاه
نگون شد ز زین زاده مصطفی
تو خولی ایا زاده اهرمن
بگیر خنجر آبگون را ز من
قدم نه به مردی عرشه قتلگاه
ببر سر ز جسم شه انما
اگر دست پر آمدی در برم
تو را ضامن خلعت و گوهرم
خولی :
به رسم اطاعت ز حکم شرر
زنم دامن مردی ام را کمر
مدد خواهم از یزید و عمر
که فاتح شود خولی بدگوهر
امام :
که باشی ایا ملحد بد نسب ؟
خولی :
منم خولی آن سرکش بی ادب
امام :
چه کار آمدی اندرین قتلگاه؟
خولی :
نمایم سرت را ز پیکر جدا
امام :
نباشی تو قاتل ایا روسیاه
خولی :
تو بر مدعایت چه داری گواه؟
امام :
شنیدم ز قول رسول زمن
خولی :
چه گفتا به قربان او جان من؟
امام :
یکی ابرصی سگ، مرا قاتل است
( ابرص یعنی کسی که در صورت لکه های سفید دارد)
خولی :
به امید خلعت دلم مایل است
امام :
بیا و نشین تو بر سینه ام
خولی :
یقیناً نشینم که پر کینه ام
امام :
بلرزی چرا اینچنین خوار و زار؟
خولی :
زمین و زمان گشته است پر غبار
امام :
برو ای جوان تا نگردی تباه
خولی :
بلرزد چرا عرصه قتلگاه؟
امام :
مکن کار بدتر ایا نا امید
خولی :
بود لعنت حق به ذات یزید
امام :
الهی نما رحمی بر امت مصطفی
خولی :
نباشد مرا جرأت این جفا
امام :
الهی منم راضی بر این قضا
رسان قاتلم را ز راه وفا
شمر :
این حسین تو که افتاده به زیر خنجر
دیگر از زندگی او بنما قطع نظر
گر من او را نکشم داغ برادر کشدش
گر من او را نکشم ماتم اکبر کشدش
{برداشتن خنجر توسط شمر لعنت ا..}
{موسیقی تنفس و طنین قلب}
}لحظه جدا شدن سر مبارک امام حسین(ع) از پیکر}
{نوحه}
نوشته شده توسط صمد یعقوبی در پنجشنبه هشتم مهر ۱۳۹۵ ساعت 15:16 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلي
دوستان
گروه فرهنگی هنری عترت
چن ون/جلیل سلمان
یادها و خاطرات سیمان داراب
پايگاه اطلاع رساني حکومت جهاني امام مهدي
پيوندهاي روزانه
آخرين نوشته ها
متن تعزیه شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام و حضرت سیداشهدا عله السلام
متن جدید تعزیه شهادت حضرت عباس علیه السلام
نداند بجز ذات پروردگار
دوباره پنجم فروردین و روز داراب در راه هست...........
تبریک سال نو
مجلس تعزیه شهادت حضرت سیدالشهداء (ع) و طفل شیرخوار (ع)
دو مجلس تعزیه شهادت حضرت علی اکبر(ع) و علمدار کربلا(ع)
صدسال به از این سالها
تعزیه شهادت حضرت علی اصغر(ع) و امام حسین (ع)
متن تعزیه شهادت حر و حضرت عباس(ع)
نوشته هاي پيشين
تیر ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۱
فروردین ۱۳۹۸
شهریور ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
شهریور ۱۳۹۶
خرداد ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۵
مهر ۱۳۹۵
شهریور ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آرشيو
ساير امکانات
^ بالاي صفحه ^